ذبيح الله صفا
1215
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ازين مجد الدّين محمّد ترجمان گورسرخى جرجانى و از بىبى منجّمه دختر كمال الدّين سمنانى پسرى معروف و مشهور شده است بنام ناصر الدّين حسين كه چون عنوان « امارت » را از پدر به ارث برده بود به « امير ناصر الدين » معروف بوده است . وى معاصر بود با سلاجقهء آسياى صغير در اواخر ايام آنان و وارث شغل پدر يعنى رياست ديوان طغرا در آن دستگاه بود . چنان كه مىدانيم پدرش مجد الدّين محمد تا قسمتى از دورهء سلطنت غياث الدين كيخسرو بن قلج ارسلان ( 666 - 682 ) حيات داشت و ناصر الدين حسين دنبالهء خدمتش را على القاعده در دورهء سلطنت همين پادشاه گرفت و سپس با سلطان غياث الدين مسعود بن قلج ارسلان كه بعد از برادر تا 696 سلطنت گونهيى در زير سلطهء ايلخانان مغول داشت معاصر بود و نمىدانيم كه عمرش باتمام دورهء اين پادشاه و روىكارآمدن علاء الدين كيقباد ثانى آخرين فرمانرواى خاندان سلجوقى وفا كرده باشد يا نه . چنان كه مىدانيم بعد از آنكه سلاطين سلجوقى روم نسبت به مغولان قبول ايلى كردند ، طبعا شحنگان و حكّام آنان در كار مملكت روم مداخله داشتند و اگر قدرتى در دست آل سلجوق بود ظاهرى و بىپايه بود ، مخصوصا از دورهيى كه معين الدين سليمان بن على پروانهء ديلمى معروف به « معين الدين پروانه » كه اصلا از وزرا و امراى دستگاه سلاجقهء روم بود ، بفرمان هولاگو و اباقا بحكومت آن سامان منصوب گرديد . همين معين الدين پروانه است كه در سال 666 ركن الدين قلج ارسلان را بدستيارى امراى مغول كشت و پسر چهار سالهاش كيخسرو را بجاى او نشاند . اين معين الدين جاهطلب هم ديرى نپائيد و در سال 675 بر اثر سازش با الملك الظاهر بيبرس و فراهم آوردن علل شكست مغول در واقعهء ابلستين ، مورد غضب اباقا خان قرار گرفت و با سى و شش تن از نزديكان خود كشته شد و چنان كه مىدانيم وحشيان تاتار جسدش را پارهپاره كردند و پختند و خوردند و به اباقا خان نيز سهمى ازين گوشت لذيذ رسيد ! و بعد از اين واقعه بود كه شمس الدين صاحبديوان جوينى مأمور رسيدگى بامور روم گرديد .